بخش اخبار آپدیت شد
2012/04/18 - 1391/01/30
وب سایت فارسی محسون :
نام : ايميل : عضويتلغو عضويت
براي جستجو در تمام مطالب سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
براي جستجو در همين صفحه سايت واژه كليدي مورد نظرتان را وارد کنيد :
غير فعال شد
با سلام . از اين پس مي توانيد از اين قسمت فقط انتقادات و يا پيشنهادات خود را براي بهبود سايت ارسال كنيد . لطفا از ارسال سوال و يا مطلبي ديگر بپرهيزيد .
سایت رسمی محسون سایت رسمی ابرو گوندش سایت رسمی ابراهیم تاتلیس سایت رسمی امراه آیپک سایت رسمی ازجان دنیز سایت رسمی فرهاد گویچر سایت رسمی سیبل جان سایت رسمی گونل زینالوا سایت رسمی بنگو اردن سایت رسمی گوخان ازن سایت رسمی اسماعیل یکا
سایت فارسی امراه آیپک آرشيو لينكها
پست الکترونیک :
مدیریت سایت : احمد طبیبی
--------------------جهت قرار دادن آرم سايت فارسي محسون كرمزيگول از کد زیر استفاده کنید :
پیشنهاد این سایت به دوستان :
ماه مورد نظر را انتخاب نمایید :
● اردیبهشت 1391 ● فروردین 1391 ● اسفند 1390 ● بهمن 1390 ● دی 1390 ● آذر 1390 ● آبان 1390 ● مهر 1390 ● شهریور 1390 ● مرداد 1390 ● تیر 1390 ● خرداد 1390 ● اردیبهشت 1390 ● فروردین 1390 ● اسفند 1389 ● بهمن 1389 ● دی 1389 ● آذر 1389 ● آبان 1389 ● مهر 1389 ● شهریور 1389 ● مرداد 1389 ● تیر 1389 ● خرداد 1389 ● اردیبهشت 1389 ● فروردین 1389 ● اسفند 1388 ● بهمن 1388 ● دی 1388 ● آذر 1388 ● آبان 1388 ● مهر 1388 ● شهریور 1388 ● مرداد 1388 ● تیر 1388 ● خرداد 1388 ● آرشيو
صبح ترکیه حوریت خبر 1 روزنامه نگاران روزنامه سفید لحظه به لحظه اطلاع رسانی اتاق تلویزیونی تقویم
تا به حال نفر از اين وب سايت بازديد كرده اند كه 870 نفر در سايت عضو مي باشند .
Majid Iranli Hayranlari ( اخبار )
بعلت درخواستهای مکرر علاقه مندان شرح سفرنامه آقای مجید به ترکیه و دیدار با محسون مجدادا درج شد.
قابل توجه عموم علاقه مندان :
فرستاده سایت فارسی محسون کرمزیگول و دیدار ملاقات با محسون در ترکیه (+ بهمراه عکس)
عکس شماره 1
ضمن عرض سلام خدمت دوستان گرامی جا دارد از سایت فارسی محسون کرمزیگول در ایران که زحمات بسیاری میکشند و تنها شما هستید که یاد محسون را زنده نگه داشتید و نمیگزارید یاد محسون از بین برود و تنها شما هستید که با زحمت اطلاعات به روز در رابطه با محسون را پخش میکنید تشکر کنم خیلی ممنونم و شرمنده از این که نتونستم زود تر این خدمت علاقه مندان برسم .
عکس شماره 2
نمیدونم از کجا و چه طوری شروع کنم اما با این وصف شروع میکنم که هر کسی در زندگی اش یک آرزویی دارد و مثلا ممکن است یک نفر آرزویش این باشد که در عمرش یک سفر حج برود ولی من آرزویم این بود که یک روز بتوانم به کشور ترکیه سفر کنم و با محسون از نزدیک ملاقات کنم .
عکس شماره 3
در درجه اول به شما دوست گرامی عرض سلام و ادب دارم و میخواستم کارهایی را که در این سفر انجام دادم را طبق گزارشی کامل با عنوان "سفرنامه اینجانب مجید به ترکیه" عنوان کنم چون این سفر من ابعاد مهمی را در پی دارد که حتی جزئیاتش هم برای علاقه مندان مورد توجه قرار دارد و برای همین سعی نمودم بطور دقیق به سوالاتی که ممکن هست در ذهن شما ایجاد شده باشد پاسخ داده باشم. اسم من مجید هست . قبل از هر چیزی باید این را اضافه کنم که مطالبی که در مورد اون اشاره میکنم لحظه لحظه ای است که در ذهنم طبق آنچه حقیقت دارد ثبت کرده ام تا برای شما علاقه مندان که میدانم بسیار حائز اهمیت است بازگو کنم .
عکس شماره 4
من از کودکی به موسیقی ترکیه علاقه خاصی داشتم و بخاطر دارم که زمانی که بچه بودم و در عروسی ها ترانه های ترکیه ایی اجرا میکردند آهنگ های محسون بیشتر از هر چیزی من را ناخودآگاه تحت تاثیر خود قرار میداد و به دنبال آن باز بخاطر دارم به هنگام درس نوشتن ، تکالیف مدرسه را بطور همزمان همراه با گوش دادن آهنگ های ترکیه ای انجام میدادم و سالهای تحصیلی ام را اینگونه میگزراندم . همین شد که کم کم از کودکی با موسیقی ترکیه بزرگ شدم و انس پیدا کردم و زمانی علاقه من به ترکیه خیلی بیشتر شد که با محسون بیشتر آشنا شدم و علاقه بسیار شدیدی به ایشان پیدا کردم و شخص ایشان برای من مثل آهن ربا بود و من را هر روز بیش از پیش به خودش جذب میکرد ، هر چقدر با زندگی اون بیشتر آشنا میشدم بیشتر میخواستم بدانم و دنبال اجرا هایش(کنسرت ها و کلیپ ها و فیلم هایی از زندگی محسون) بودم.
حتی بارها از سایت های اینترنتی دی وی دی و کنسرت های محسون را میخریدم . میدانید چرا؟ خب شما با نگاهی به زندگی روزمره اطرافیان در میابید که هر کسی در زندگی شخصی اش ممکن است یک چیزی برایش مهم و خوشایند باشد و نسبت به آن عشق داشته باشد برای مثال ممکن است یکی در زندگی عشق موتور در سربپروراند و یا یکی عشق ماشین و یا کسی نسبت به لباس عشق بورزد و... اما لطف پروردگار در زندگی من این بود که من عشق محسون را در سر میپروراندم و فقط دنبال این بودم که یه یک کلیپ یا یک صحنه جدید از زندگی خاطره انگیز محسون را بیابم و داشته باشم با این که ساعت ها حتی سالها دنبال کنسرت و... از محسون بودم حتی اگر کسی صرفا به ایشان علاقه داشته باشد از اینکه همه این لحظه لحظه های زندگی ایشان را در قالب فایلهای تصوری کنسرت و کلیپ و ... را تقدیم کسی کنم هیچ ابایی ندارم و بدون چشم داشت تقدیم میکنم و حاضرم که همه اون چیزهای را که در این سالها جمع آوری کردم را تقدیم کنم تا همه با محسون بیشتر آشنا بشوند و بدانند محسون کیست.
همه کسانی که از نزدیک من را میشناسند میدانند که من علاقه شدیدی به محسون دارم و حتی بخاطر محسون زمانیکه در خدمت سربازی بسر میبردم و در حال گوش دادن ترانه ای از محسون بودم توسط فرمانده مان 6 روز اضافه خدمت خوردم . سفر به ترکیه را هم از خیلی سالها پیش در سر میپروراندم اما در اواسط خدمت سربازی چون میدانستم با داشتن کارت پایان خدمت سربازی میتوانم به آسودگی به کشور ترکیه سفر کنم بطور دقیق و حساب شده برای اتمام خدمت سربازی ام لحظه شماری میکردم و برای بعد از اتمام آن و سفر به ترکیه برنامه ریزی میکردم و حتی گاها در این میان حین خدمت سربازی کتاب آموزش زبان ترکی را مطالعه میکردم.
زمانیکه در تیرماه سال جاری 1390 وضعیت سفر من به ترکیه مشخص شد نیز در پی ارتباط برقرار کردن و ملاقات حضوری با محسون کرمزیگول بودم تا همه چیز طبق برنامه ریزی ام پیش برود و بدین منظور به کمک مدیریت سایت فارسی محسون کرمزیگول موفق به برقراری تماس تلفنی و ارتباط تنگاتنگی با محسون کرمزیگول و دریافت اطلاعات جهت ملاقات حضوری با ایشان شدم تا با ایشان در مردادماه سال جاری ملاقاتی بصورت حضوری داشته باشم که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد .
ابتدا قرار بود طبق برنامه ریزی قبلی 29 مرداد ماه سفرم را آغاز کنم اما از آنجایی که تیرماه بهترین زمان برای سفر به ترکیه است تصمیم گرفتم که تقریبا یکماه زودتر سفرم را به این کشور آغاز کنم و بالاخره سفر من در یکشنبه با پیمودن مسافتی از محل زندگی ام در ایران تا رسیدن به مرز ایران و ترکیه شروع شد و سرانجام سفر من به ترکیه از دوشنبه 20 تیرماه 1390 از ایران به ترکیه آغاز شد . البته در این مدت بخصوص روز یکشنبه که همراه دوستانم سفر خود را از ایران آغاز کردیم فشار روانی زیادی به من وارد شد و بارها و بارها عده ای با گفتن عباراتی چون "خوش بحالتان به کشور ترکیه برای خوش گذارنی و ... سفر میکنید" از طرف بعضی از اطرافیان مواجه میشدم و با خود در این فکر بودم که من در چه فکری هستم و این عزیزان در چه فکری هستند . بگذریم. ما از طریق زمینی به ترکیه رفتیم چون من بسیار علاقه مند بودم تا راههای ترکیه را ببینم و در راه هم اتفاق خاصی نیافتاد و فقطط هیجان خاصی در ما بود و فقط هیجان در وجود ما موج میزد . آب و هوا هم بسیار عالی بود چون تیرماه بهترین موقع برای سفر به ترکیه بود. دو نفر از دوستان همراه من که در این سفر همراهم بودند همانند من به محسون علاقه داشتند ولی من عاشق محسون بودم.
با اینکه اطلاع قبلی داشتم که ممکن است آقای کرمزیگول در تیرماه 1390 در مسافرت باشند لذا تصمیم داشتم به محض رسیدن به استانبول که دفتر محسون در آنجا واقع است یکبار دیگر با هماهنگی قبلی طبق برنامه ریزی به ملاقات ایشان بروم. با اینکه در زمان مدت خدمت سربازی ام کاملا به زبان ترکیه تسلط پیدا کرده بودم و سابقا هم تسلط داشتم اما گاها اتفاق می افتد که بهترین مترجم ها هم در صحبت روزمره در اثر استرس یا خوشحالی بیش از حد قادر به صحبت با زبان مقصد نباشند . از این حیث بسیار نگران بودم .
بالاخره ساعت 2 شب بود که به مرز ترکیه رسیدیم و احساس خیلی خاصی بود احساس جدیدی داشتم هوا خنک بود و خوشحال از اینکه تا ساعتی دیگر وارد ترکیه میشویم. اولین جایی که اتوبوس جهت استراحت توقف کرد در آنجا برای صرف صبحانه پیاده شدیم و با یک مرد اهل ترکیه در مورد اتومبیلش هم صحبت شدیم و آنجا بود که متوجه شدم به آسانی میتوانم ترکیه ای صحبت کنم ولی دوستانم نمیتوانستند .
عکس شماره 5
ساعت 5 صبح روز بعد ما داخل استانبول بودیم باورم نمیشد از روی پل استانبول اتوبوس حرکت میکرد و من یاد فیلم گونشی گوردم افتادم که محسون میگفت: هرونناریم دنیزه باکن دنیزه خندم گرفت بود و به دوستام جمله محسون رو تکرار کردم و صحنه جالبی و غرور انگیزی برای من بود.
عکس شماره 6 : محله آکسرای (ایرانیها) عکس از داخل هتل
عکس شماره 7 : بخش داخلی مسجد
ما قرار بود یک هفته در استانبول بمانیم و به هتل "آکسرای" رفتیم . هتل آکسرای واقع در "محله آکسرای" که معروف به محله ایرانیها هست واقع شده و اولش در شهر بسیار متحیر و سردرگم بودیم. بعد از یک روز موقعیتمان را متوجه شدیم و به خاطر سپردیم و اولین جایی که رفتیم مسجدی در محله آکسرای بود که خیلی زیبا بود و من تصور میکردم "ایاسوفیست" هست و بعد فهمیدم "ایاسوفییه" بسیار بزرگتر از این میباشد .
عکس شماره 8 : اینها هم هر شب داخل میدان تقسیم کنسرت اجرا میکردند
اماکن دیدنی آنقدر در استابنبول زیاد است که وقت نمیشود همه را دیدن نمود و فقط این را میتوانم عرض کنم که میدان "تقسیم" و خیابان" استقلال" آنقدر خوش میگذشت که انسان هر شب دلش میخواهد به آنجا برود و از شانس ما فستیوال "ترابزن" 2011 جشنواره ای با عنوان "ترابزن" دور میدان تقسیم بود و هر شب برنامه اجرا میشد و از کل دنیا در آن مراسم حضور داشتند و رقص های محلی آنجا را اجرا میکردند و یک خاطره خوب از این سفر برای من این بود که از ایران هم دو گروه یکی برای تبریز و یکی برای ایران آمده بودند وجود داشت که در پایان به آن اشاره میکنم. یعد از آن دیگر نوبت به دیدار ملاقات با محسون و آنچه بخاطر آن به ترکیه سفر کرده بودم رسید و بدین منظور سفر من به استانبول جهت دیدار ملاقات با محسون آغاز شد چرا که دفتر محسون در استانبول واقع بود .
عکس شماره 9
روز دوم بود که در استانبول بودم با خود میگفتم دیگر وقت آن رسیده و باید به دفتر محسون زنگ بزنم و نگرانی و دلهره عجیبی هم در وجودم احساس میکردم و بالاخره یک کارت تلفن 4 لیری خریدم و با دفتر محسون کرمزیگول به کمک مدیریت سایت فارسی محسون کرمزیگول تماس برقرار کردم و مردی گوشی را برداشت و سپس اعلام نمودم: من از ایران برای دیدار ملاقات با آقای محسون آمدم و میخواهم با ایشان صحبت کنم که آن مرد در پاسخ اظهار نمودند که فردا صبح تماس بگیرید و الان کسی اینجا نیست . شب به هتل بازگشتم و با نگرانی زیادی آن شب را استراحت کردم و خود را برای صبح اماده میکردم . صبح برای برقراری تماس تلفنی خدمت مدیر هتل رسیدم و شماره را دادم خدمتشان تا ایشان زحمت گرفتن شماره تماس را بگیرند و به مدیر هتل سپردم تا ابتدا ایشان از جانب من صحبت کنند.
عکس شماره 10
پس از برقراری تماس خانمی که مدیر دفتر محسون بودند گوشی را برداشتند و مدیر هتل فرمودند : چند جوان از ایران آمدند و میخواهند محسون را ببینند وی در حال بیان آدرس دفتر محسون بود که آدرس دفتر را یادداشت کردیم و سپس در این میان مدیر هتل به درخواست این خانم که مدیر دفتر محسون بودند جهت ادامه صحبت گوشی را به من سپردند تا شخصا خود مستقیما با ایشان صحبت کنم و پس از اخذ گوشی شروع صحبت با ایشان توسط من آغاز شد و ایشان فرمودند که با محسون چکار دارید ؟ من با عصبانیت و با تعصب خاصی پاسخ دادم که یعنی چه چکار دارید من 2 روز است که از راه رسیدم و برای دیدن آقای محسون از ایران به ترکیه آمده ام . سپس ایشان پاسخ دادند که محسون به مسافرت رفته اند که پس از شنیدن این مطلب بسیار شوکه شدم و در حالیکه در حال خودم نبودم و آمادگی لازم جهت ادامه صحبت را نداشتم و از فرط شوکه شدن دیگر چیزی نمیتوانستم بگویم نیز گوشی را جهت ادامه صحبت به صاحب هتل سپردم و به بیرون از هتل رفتم.
عکس شماره 11
دیگر از استانبول ترکیه زده شده بودم که باز بعد از یک ساعت دوباره طاقت نیاوردم و دوستانم را ترک کردم تا بار دیگر با دفتر ایشان تماس بگیرم و برای تماس مجددا به باجه های تلفن همگانی مراجعه کردم . بعد از بزقراری تماس مجدد نیز به ایشان گفتم که من در حال رسیدن به آدرسی که دادید هستم . وی پاسخ داد کجا ؟ محسون نیست ... و رفته مسافرت ... میخواهی بیایی اینجا چکار کنی ؟ بعد از شنیدن این جملات اشک از چشمانم سرازیر شد . دوباره با اصرار گفتم که من 2 روز است که از راه رسیده ام و آمده ام تا محسون را ببینم و این خانم با ناراحتی گفت محسون رفته و مسافرت است . در ادامه با اصرار زیاد گفتم : "عیبی ندارد محسون آمد حتما سلام من را به ایشان برسانید و بفرمایید از ایران برای دیدار ملاقات با شما آمده بودند و ایشان هم قبول کردند و سپس خدا حافظی کردم ."
عکس شماره 12 : به ترتیب از چپ به راست خودم - اوزجان - چنگیز - دوست خودم محسن
در خاتمه باید عرض کنم که سفر ما به استانبول برای من هم خوشحال کننده بود و هم ناراحت کننده. خوشحال کننده از این بابت که کل مردم کشور ترکیه و فرهنگ آنها و استانبول را از نزدیک دیدم و موفق شدم خیابان استقلال و میدان تقسیم را ببینم و همچنین 2 نفر ازدوستانم را (به نام های چنگیز و اوزجان) در ترکیه که با انها از طریق فیس بوک ارتباط دارم را از نزدیک زیارت کنم و ناراحت کننده اینکه موفق نشدم محسون را زیارت کنم .
عکس شماره 13
یک خاطره بسیار جالب از این سفر برای من این بود که سفر ما مصادف شده بود با یک (جشواره رقص و موسیقی جهانی) همان "فستیوال ترابزن" که از هر کشوری یک تیم آمده بود و آنجا رقصهای محلی و ... هر کشور را در حوالی میدان استانبول اجرا میکردند و نکته جالب و خاطره انگیز این بود که از کشور خودمان دو گروه آمده بودند یکی به نام تبریز و دیگری به نام ایران بود و وقتی گروه تبریز روی صحنه آمدند مجری گفت : "خارجی نیستند از ما یکی هستند ترکهای ایران تبریز" که من آنجا بسیار احساس شادمانی و شعف کردم. کلا این کنسرت چند شب متولالی ادامه داشت و ما هر شب برای تماشا به انجا میرفتیم و بسیار جالب بود چون از کل دنیا آمده بودند.
عکس شماره 14 : عکس یادگاری با گروه فرانسوی شکرت کننده در فستیوال ترابزن
با اینکه من از اینکه موفق نشدم محسون را ببینم بسیار ناراحت بودم اما با کمی تامل و با یک مقدار فکر کردن و با احساس امیدواری گفتم که انشاءالله دفعه بعد حتما ایشان را زیارت میکنم . حداقل محسون بعدا میداند که از ایران برای دیدارش امده بودند . دیگر استانبول برایم جذاب نبود اما کلا استانبول یک شهر بسیار جالب برای من بود و باز تصمیم دارم تابستان سال بعد برای دیدار با محسون به ترکیه بروم.
عکس شماره 15
نمیدانم اگر محسون را در آن لحظه اگر میدیدم چه چیزی میگفتم اما 100 درصد از شدت خوشحالی گریه ام میگیرد چرا که حتی فکر دیدن محسون اشک را در چشمانم موج میزند . مردم ترکیه مردمی مانند مردم کشور خودمان هستند که از لحاظ فرهنگی هم بسیار به ما نزدیک هستند . در حالیکه با دو نفر ترکیه ای هم سن خودمان در آنجا آشنا شدیم وقتی صفحه نمایش گوشی های تلفن همراه خود را به آنها نشان دادیم با دیدن آن بسیار خوشحال شدند چون عکس محسون روی آن بود و گوشی های تلفن همراه دوستان من هم همگی عکس محسون روی آنها بود. یکی از آنها که بسیار خوشش امده بود گفت ما هم محسون را مثل شما دوست داریم من هم به وی گفتم شما قدر چنین هنرمندی را در کشورتان نمیدانید و...
عکس شماره 16 : جزیره های آدالار استانبول
سوغات هم عکسی از پل استابول و چند عدد شلوار که عکس پل استانبول را بعنوان یادگاری برای خودم نگه داشتم . همه این سفر برای من خوب بود جز آن زمانی که به من گفتند محسون رفته سفر ... فقط این رو عرض کنم که من باید محسون را ببینم و باز هم سال بعد بر خواهم گشت استانبول و اگر متوجه شوم که محسون یک آلبوم جدید داده است و یک هفته بعد در استانبول کنسرت دارد همین الان راه میافتم میروم استانبول.
Mahsun Kirmizigul Persian Website
www.mahsunkirmizigul.ir
English Türkçe Deutsch لينك ثابت
..: آخرین ارسال ها :..
کلیه حقوق سایت محفوظ و متعلق به سایت فارسی محسون کرمزیگول در ایران است Mahsun Kirmizigul Copyright 2003-2012 © All rights reserved